X
تبلیغات
کافه حرف

کافه حرف

لطفا" باسیگار روشن وارد شوید

عزیزم؟
هیچ می دانی
جزئیات چشم های تو ،
کلـیات زندگی من است؟!




+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 18:48  توسط yasaman.rn  | 

سلام

سلام ؛

حال همه ی ما خوب است،

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاهِ خیالی دور

که مردم به آن،

شادمانیِ بی سبب گویند...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1392ساعت 23:24  توسط yasaman.rn  | 

فریاد

چقدر سخت است که لبریز باشی از گفتن ولی در هیچ سویت محرم نباشد

که دل تنگ است، دلش سنگ است و تنهایی و هیچ سویت یار نباشد

چه سخت گفتن، چه سخت رفتن، چه ها کردن ز غم خوردن

چه تشنه در پی اش گشتن، چه آواره سفر کردن

چه بیگانه گذر کردن ز این دالان، ز این دنیای تو در تو

و باز تنهایی محض و غریبانه قلم بستن به این افکار پر تردید

و من تنها در این کنج اطاق خلوت تاریک

در این بی رحمی تاریخ

در این بیداد ساعت ها

در این نحضی باور ها

پر از ناگفته های پر صدایم من

شاعر: عرفان

همچنین در شعر نو دنبال کنید

دفتر یاسمن نامه



+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1392ساعت 0:11  توسط little pianist  | 

تکرار....!!!!!




این روزها تکرار میشوم، هر لحظه میسوزم و میسوزانم، من سیگارم را، سیگارم مرا و هر دو خاطرات را و همچنان به تکرار شدن ادامه میدهیم! آه که چه تکراری شدیم! بیذار بودم از تکرار و اکنون . . .

حتی نگاه هایم به هر سو تکرار جستن توست!
پست تکراری، اما با عکسی جدید ( از خودم)
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1392ساعت 21:47  توسط little pianist  | 

.....


به خانه که می آیی
حتما یک پاکت خراب شده برایم بخر
تو مرا سرزنش کن
من سر او خــــــــــالی می کنم..

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1392ساعت 5:54  توسط little pianist  | 

عاقبت...



"تـــــو"،سالهاست که سکـــــــــــوت میکنی . . .
و مــــــــــــنِ سیاه پوش،حرفایت را در بازدمِ گرم و پخته دود سیـــــــــگارم
میشنوم . . . آنقدر صدایت شیرین است،که من سیر نمیشوم،وَ روزی ریه هایم،از صدای تو کَر خواهد شد،و آن روز تو برایم سیاه میپوشی . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392ساعت 14:19  توسط little pianist  | 

به شانه ام زدی،

   که تنهایی ام را تکانده باشی.

به چه دل خوش کرده ای؟

   به تکاندن برف،

  از شانه های آدم برفی؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392ساعت 1:34  توسط yasaman.rn  | 

حالم شبیه قصه ی فنجان خالی است

حالا که مدتیست شدی نیمه ی پرم

چشمت اگرچه مثل دلم صاف و ساده نیست

این روزها عجیب از آن قهوه می خورم

 

این روزها که شعر گناهی کبیره است

اثبات میشود به غزل پرگناهیم

هر قالبی که بود سرودم برای تو

آخر بگو چکار کنم تا بخواهیم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1392ساعت 12:33  توسط mahdi  | 

بیشمارند آنهایی که نامشان آدم است

ادعایشان آدمیت


کلامشان انسانیت


رفتارشان صمیمیت...


... حال.....


... ... ... من دنبال یکی میگردم که


نه آدم باشد... ...


نه انسان...


نه دوست و رفیق صمیمی


تنها صاف باشد و صادق


پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن...


هیچ نگوید...


فقط همان باشد که سایه اش میگوید


صاف و یکرنگ...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 13:4  توسط mahdi  | 

به کجا چنین شتابان!

پسر سرزمین من ,
معلوم هست کجایی خیلی وقت است خود را گم کرده ای
دیروز داشتی مردانه در میدان میجنگیدی . . .
امروز داری توی آرایشگاه ها ابرو بر میداری ، مو رنگ میکنی ،
دماغت را سر بالا میکنی . . .
اهای پسر سرزمین من . . .
دخترااااااااااان سرزمین من نیاز به مردی دارند که محکم باشد ،
قوی باشد در سختی ها ، در دشواری ها همراه و همیارشان باشد انقدر

قوی باشد که همه دنیا در برابرش کم بیاورد . . .

اهای پسر سرزمین کمی اهسته برو . . .
به کجا چنین شتابان ......

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392ساعت 14:6  توسط mahdi  | 

عطر تو در هواست،

می آیی ... یا رفته ای؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 23:2  توسط yasaman.rn  | 

عکس تو


بچه ها یه خبر دارمو آهنگ عکس تو تنظیم و آهنگسازی خودم با صدای خودم و شعر خودم داره آماده میشه!

امیدوارم خوشتون بیاد! به زودی روی همین وبلاگ برای دانلود میذارمش!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 18:18  توسط little pianist  | 

سکوت نبودنت


همه هر روز، روز به روز و هر ثانیه ای، هرکجا که باشم

ز من پرسشی دارند

و من بی جوابم و قاصر و خاموش از این پاسخ حزین و گوشه گیرم

و این سکوت به از اینکه گویم

پنجره ها را بستی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 13:42  توسط little pianist  | 

تغییرات

با تغییرات تو سال جدید موافقین؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1392ساعت 11:36  توسط little pianist  | 

نوروز

امیدوارم سال خوبی در پیش رو داشته باشید و به آرزوهای قشنگتون برسید

ســـــــــــــال نـــــــــــــــــو مبــــــــــــارک !

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اسفند 1391ساعت 1:44  توسط yasaman.rn  | 

دلم تنگ می شود ،

گاهی برای

یک دوستت دارم ساده ...

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1391ساعت 16:42  توسط yasaman.rn  | 

بیهودگی

از خیابانهای تهران تا خیابان‌های بندر انزلی، با خود گفتم عوض شدن سنگ فرش‌ها و اسم خیابان‌ها شاید کمکی‌ باشد برای فراموش کردن گذشته، گفتم شاید عوض شدن چهره پنجره‌ها ، شکل سقف‌ها به فراموش کردنت تاثیر گذار باشد.

اما تو نه در سنگ فرش‌ها نقش بسته بودی و نه نامت اسم خیابان‌ها بود. پنجره‌ها همگی‌ مرا به انتظار وا میداشت و یاد آور این بود که هربار که به دیدارت می آمدم فقط با یک پیغام من که میگفتم دالی موشه تو هراسان تا پنجره میدویدی! سقف‌ها هم که همه سرشار بارش

گفتم شاید دریا بشوید در خود آنچه تو در من آوردی اما تنها شور آفرید و در پس هر موج خاطره‌ای از تو...

با خود گفتم چه فرقی‌ می‌کند، هرجای ایران که هیچ هر جای دنیا که باشم، آسمان ، زمین ، پنجره‌ها و حتی اسم خیابانها ...

باز هم ترا خواهم جست

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1391ساعت 14:27  توسط little pianist  | 

خدافظ تهران..........

خدافظ تهران، سلام بندر انزلی!

موقت از تهران رفتم

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1391ساعت 12:51  توسط little pianist  | 

یه وقتهایی هست که نمیشه!

یه وقتهایی هست خیلی دلت هواش رو کرده،

یه وقتهایی به خودت می گی اون که خبر نداره،

  دیگه دوستش نداشته باش!

یه وقتهایی هم هست بدجور می خوای بذاریش گوشه ذهنت،

ولی یه وقتهایی هست که نمیشه!

نمیشه بهش فکر نکرد،

نمیشه نگرانش نبود،

نمیشه دلتنگش نشد،

نمیشه!

نمیشه دوستش نداشت،

نمیشه از پنهانی دوست داشتنش خلاص شد...

 

Rn

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1391ساعت 2:18  توسط yasaman.rn  | 

سلام.........

              

                                سلام دوباره به همه دوستان ایران زمینم.

   دلم برا همتون تنگ شده بود. یه سلام مخصوص برا مهدی و یاسمن که از وقتی اومدن من غیبت داشتم و یه سلام دیگه برا کافه چی صبور و عزیز خودم .

                                                                 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 21:14  توسط zozo  | 

حرفهای شیرین!

من گاهی وقت ها حرفهای خودم را هم باور ندارم!

چه برسد به حرفهای شیرین و توخالی تو...!

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1391ساعت 22:54  توسط yasaman.rn  | 

دوستت دارم

با تمام فاصله ای که از من است تا تو ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 22:53  توسط yasaman.rn  | 

آغوش


غصه مرا کشت،
وقتی دیدم دست به سینه ایستادی...
تمام راه رابرای آغوشت دویده بودم بی انصاف!!


چند وقتی نبودیم و باز برگشتیم! اما مثل اینکه از نبودنمون کسی ناراحت نبوده ها!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 11:2  توسط little pianist  | 

حرمت سیگار


هی کوچولو!
نشسته ای آن گوشه و سیگارت را
چس دود میکنی...
گوش کن بچه
اون لعنتی که زیر پا لهش کردی

تفریح نیست
حرمت دارد
درد میخواهد کشیدنش
قلیونت را بکش عمو
دودش بیشتر است

مصطفی نادری

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1391ساعت 9:51  توسط little pianist  | 

دله شکسته!

هر کجــا دلم شکستــ ،

خودمـ شکستهـ هاشو جمع کردم .

تا کســ ـی منت دست  زخمیــشو سرم نزاره
.
.
.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 17:8  توسط mahdi  | 

یه روز شکلاتی



امروووووز یه حس تووووووپ دارم! از امروز تصمیم گرفتم با خاطرات گذشتم زندگی‌ نکنم و قدم به آیندهٔ قشنگ بذارم! نمیدونم داستان چی‌ بود! اما امروز با یه دوست خیلی‌ خوب قرار گذاشتم! طبق معمول تو کافه مورد علاقم! طبق معمول اسپرسو! و طبق معمول یه تیکه شکلات! طبق معمول ۴ ساعت تو کافه نشستم! طبق معمول نطقم باز شد و کلی‌ حرف زدم! اما یه چیز معمولی‌ نبود! ایندفعه ناراحتی‌ نداشتم! خیلی‌ انرژی + داشتم! ایندفعه بیشتر به جای طعم قهوه به طعم شکلاتم توجه کردم! شاید خنده دار باشه ها! اما همونجا یه مطلب کوتاهی‌ نوشتم! که واسه شما هم مینویسمش:

روزها مثل شکلات می‌مونن، بعضی‌ شکلات‌ها تلخن و بعضی‌ها شیرین، و طبق آمار ۹۹% از مردم شکلت رو دوس دارن و اون ۱% هم دروغ میگن که شکلات دوس ندران!

پس از تک تک روزهای زندگیت به اندازه‌ای لذت ببر که از خوردن یه تیکه شکلات خوشمزه لذت می‌‌بری! حتی اگه تلخه تلخ هم باشه اون یه شکلاتِ !

به عکس شکلات توجه کنید! بخدا ۳ ساعت گشتم تا یه عکس خوب انتخاب کنم!

همتوووووون شکلاتی باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 21:10  توسط little pianist  | 

مرا ببخش!

وضعیت خوبی ندارم
 مرا ببخش!
 دستم از اشیاء رد می شود،
 رد می شود از تلفن
 فراموشت نکرده ام
 فقط کمی...
 کمی مرده ام!

 از:رسول یونان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 0:28  توسط yasaman.rn  | 

میروم


خصومتی با عشق نیست بانو

این چمدان

دهان از بوسه هایِ یخ کرده بسته


...
نگو " دوست َت دار َم بمان "

چون دوست َت دار َم می روم

بگذار این احساس از نفس نیافتد


فاصله با تمامِ نکبتی که دارد

علاقه هایِ رو به افول را

زنده نگه می دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 10:23  توسط little pianist  | 

طعم تلخ من


من تلخ شده ام
قهوه فرانسه
بدون شيروشکر
فنجان رازمين بگذار
بيرون رانگاه کن
امشب باران ميبارد
وتوخيلي زود
لاي آن باراني بلندوسياه
بين آدم هاي زيبا
طعم تلخ مرا
ازيادميبري
من نيز دود ميکنم تمام خاطراتم راباتنهاسيگاري که برايم مانده وتودود ميشوي
ديگر سيگارندارم...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 9:35  توسط little pianist  | 

کنسرو!

این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند !
زیبایی هایش را بیرون بکشد ...
تلخی هایش را صبر کند ...
...
...
آدمهای امروز ، دوست های کنسروی می خواهند !
یک کنسرو که درش را باز کنند و یک نفر شیرین و مهربان
از تویش بپرد بیرون !
و هی لبخند بزند و بگوید :
" حق با توست"

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1391ساعت 14:47  توسط mahdi  | 

مطالب قدیمی‌تر